X
تبلیغات
رایتل
جمعه 27 دی‌ماه سال 1392

سیرابی



ساعت هنوز هفت نشده بود که دو خوهرون از خونه زدیم بیرون...طبق معمول که زودتر از عروس و دوماد سرسفره عقد حاضریم و زودتر ازمیت سر قبر!!!باز زودتر از لیدر تور سر قرار حاضر بودیم...این بار تعداد همسفران کمتر از دفعات قبل بود و ما با مینی بوس عازم ورامین شدیم...آبجی مهین رو راضی کرده بودم که راهی این گشت و گذار بشه..هنوز به بهشت زهرا نرسیده بودیم که راننده نوار بسیار قشنگی از خوانندگان دهه پنجاه رو گذاشت..پوران نازنین می خوند...
چگونه سیرابی باعث تغییر برنامه سفر شد؟؟
من و لیدر تور قبلا جهت شناسایی محل به ورامین سفر کرده بودیم...بدلیل تاریکی هوا فقط تونسته بودیم طباخی ورامین رو شناسایی کنیم و نفری یه کاسه سیرابی و شیردون مشتی میل نموده بودیم...در بین راه تعریف مبسوطی از سیرابی نامبرده ارایه دادیم .با همفکری اعضای تور به این نتیجه رسیدیم که اگه می خواهیم به سیرابی ورامین هم نظری داشته باشیم باید برنامه آخر تور رو اول اجرا کنیم و آخرین برنامه همانا سیرابی خوری باشد.
آتشکده ری:اولین دیدار ما،حضور قدرتمندانه در آتشکده ری بود. از آنجا که میانگین سنی اعضای تور 58 سال!!!!بود؛با بدبختی تمام و آخ و اوخ بانوان گرامی وشنیدن جملات:زانوهام سوراخ شد...چقدر دیگه راه مونده...حالا چرا بالای تپه آتشکده درست کردن...مستراح کجاس...و.... بالاخره به بالای تپه صعود کردیم!!
هر چی راهنما توضیح می داد اینجا مکان چه کاری بوده و ...؛با وجودی که هیچی نمی فهمیدیم،هممون سری به نشانه تایید تکون می دادیم و فرت فرت از خودمون عکس می انداختیم.والا دروغ چرا؟تا قبر آآآ....ما که اصلا آتشکده ای ندیدیم...یه خرابه ای بود که گویا سابقا بزرگترین آتشکده ایران بوده و چون مردم ورامین خیلی شجاع و سلحشور بودن؛ترجیح دادن به خاطر ایمن ماندن آتشگاه اصلا مقاومتی در برابر حمله اعراب نشون ندن...حالا خدا میدونه اگه مقاومت کرده بودن دیگه آتشگاه به چه روزی افتاده بود؟؟؟خلاصه ما هم خوشحال و خندان از اینکه از یکی از قدیمی ترین آنشکده های ایران بازدید به عمل آوردیم،با بد بختی مضاعف از تپه پایین اومدیم!!! نشون به اون نشونی که هیچکس هیچی نفهمید و خدایی ،شما بفرماییدکه وقتی چیزی اصولا موجود نیست چی رو باید می دیدیم؟؟؟به هر حال،منم جو گیر شدم و بر بلندای این آتشکده عکسی انداختم!!!موقع برگشتن و پایین اومدن،اونقدر مهین منو خندوند که نزدیک بود خودمو خیس کنم!!!به هر حال این قسمت ازسفر برای من و آبجی برای شروع عالی بود!!!